مؤلف مجهول

37

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

مردمان فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ فاشتهوا الموت اى قولوا يا ربّ امتنا لكى تدخلوا الجنّة إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 88 ) فى مقالتكم انّ الجنّة خالصة لكم گفتيم كه هرجا كه قل بينى بدان كه پيش از آن با قومى سؤالى يا خصومتى يا دعوى رفته باشد كه اين قل جواب آن باشد و آن‌چنان بود كه جهودان دعوى كردند و گفتند كه بهشت خاصگى مر ما راست ، و اندر بهشت نيايد كسى جز جهود . و ترساآن گفتند كه نى بهشت خاصگى مر ما راست و اندر بهشت جز ترسا كس نيايد . فرمان آمد كه قل بگوى مر ايشان را إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ اگر چنانست كه بهشت يكبارگى مر شما را خواهد بودن ، پس مرگ را آرزو كنيد و بخواهيد از خداوند تعالى مرگ را ، و بگوييد يا رب بميران مر ما را ، تا زودتر به بهشت رسيد . خداى تعالى گفت وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً لن يشتهوا الموت ابدا فى الدنيا البتة گفت هرگز آرزو نكنند ايشان مر مرگ را ، هرگز هرگز تا اندرين جهان باشند اما اندر دوژخ بسيار مرگ آرزو كنند اما نميرند بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ بدان سبب كه دانند كه ايشان چه الفغده‌اند مر خويشتن را وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ( 95 ) انّ اللّه تعالى عالم باحوال اليهود و النّصارى [ 29 ] گفت خداوند تعالى داناست به حال دلهاى جهودان و ترساآن كه ايشان مر زندگانى را چگونه دوست دارند وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ يعنى و الله لتلفينهم اشد الناس حرصا على البقاء فى الدنيا گفت ايشان را هرآينه از همه مردمان ديگر بر زندگانى حريص‌تر يا بى اى كه گواژگن « 1 » تر يا بى . پارسى حرص ، گواژه‌كردن باشد و معنى حرص ، سير ناشدنى باشد از يافتن چيزى اگر چه بسيار يابد وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يعنى المجوس وز مغانشان نيز بر

--> ( 1 ) . اصل : كواژكى بضم كاف هم خوانده مىشود .